ابراهيم عاملي ( موثق )
403
تفسير عاملي ( فارسي )
« سيحلفون » 42 مجمع : اين معجزه ى پيغمبر است كه خبر داد : در آينده آنها سوگند ياد مىكنند و همانطور شد و آنها سوگند ياد كردند . « عَفَا اللَّه عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ » 43 مجمع : اين جمله سرزنشى است با كمال ظرافت كه اوّل عفو گفته شده است بعد اعتراض بر « اجازه » شده است . جبّائى گفته است : گناه صغيره اى بوده است كه بر ارتكاب آن خرده گيرى و اعتراض شده است و گر نه در كار مجاز اعتراض جايز نبود ، و اين سخن جبّائى درست نيست چون ممكن است در ترجيح كار كم ارزش بر بهتر از آن ، اعتراض شود كه چرا بهتر را انتخاب نكردهاند . و در جاى ديگر دستور داده شده است كه به آنها اجازه داده شود و اگر « اجازه » گناه باشد چنين دستورى صادر نمىشد كه « فَأْذَنْ لِمَنْ شِئْتَ مِنْهُمْ » و بعضى گفتهاند : معنى جمله اين است كه چرا اذن دادى كه به جنگ بروند ؟ چون ممكن است جاسوس باشند و موجب فساد شوند ، و اين احتمال از ابو - مسلم است . و عمرو بن ميمون گفته است : در دو جا پيغمبر ( ص ) مورد اعتراض واقع شده است : يكى گرفتن فدا از اسيران بدر و يكى اينجا كه به منافقين اجازه داد در جنگ تبوك شركت نكنند . فخر : جمله ى « عَفَا اللَّه » دليل نيست كه پيغمبر گناه كرده است و معاف شده است ، چون گاهى اشخاص براى احترام طرف خود مىگويند : خدا تو را ببخشد براى من چه اقدام كردى ؟ يا خدا از تو خشنود باشد ، جواب سخن من چيست ؟ پس ممكن است اين جمله براى كمال احترام پيغمبر باشد . و جمله ى « لِمَ أَذِنْتَ » انكار بر پيغمبر و اعتراض بر گناه نيست چون اگر گناهكار بوده است با جمله ى « عَفَا اللَّه » از شماره ى گناهكاران بدور شده است و بخشيده شده است و بعد از بخشيدن اعتراض متصور نيست . و اگر از اول گناهكار نبوده است ، و جمله ى « عَفَا اللَّه » براى احترام آن حضرت بوده است پس معلوم است كه جمله ى « لِمَ أَذِنْتَ » براى اعتراض بر گناه نيست و در هر صورت اين جمله مناسب است با اعتراض بر ترك اولى و اكمل نه سرزنش بر گناه . بخصوص كه اين قضيّه در كارهاى زندگى روزانه بوده